سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

255

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

شارح بكلام بعض در دفاع از مصنّف اينستكه : بعض الادباء گفته ادّعاء ميكنيم منيّه از افراد سبع و با درّنده مترادف است . مىگوئيم ادّعاى ترادف غير از واقع بوده و باعث آن نمىشود منيّه ( مرگ ) حقيقتا از افراد درّنده گشته و بدين ترتيب حقيقتا با سبع و درّنده حقيقى مترادف باشد بلكه استعمال منيّه در مثال مذكور مجاز است و لو ادّعاء كنيم كه منيّه در معناى سبع حقيقت است چه آنكه ادّعاء اشياء را از حقائق و ماهيّات خود خارج نمىكند . مؤلف گويد : حاصل آنچه را كه مصنّف ابتداء بعنوان ردّ مقاله سكّاكى در ارتباط با تفسير استعاره بالكنايه ذكر نمود همين است كه در اينجا شارح تحت عنوان [ فيه نظر ] بيان كرد . قوله : لانّ ما ذكره : ضمير فاعلى در [ ذكر ] به مجيب يعنى بعض الادباء راجع است و مقصود از [ ما ذكره ] ادّعاء سبعيّت براى منيّه و مرگ مىباشد . قوله : حتّى يدخل فى تعريف الاستعاره : اين عبارت تفريع است براى [ كون المراد الخ ] يعنى : اينطور نيست كه مراد از منيّه غير موضوع‌له آن باشد تا بدينوسيله در تعريف استعاره داخل گردد بنابراين مقصود از آن همان موضوع‌له بوده و بالقطع و اليقين از آن موت و مرگ اراده شده لذا چگونه ميتوان آن را استعاره دانست . قوله : بانّ المراد بها الموت : ضمير در [ بها ] به منيّه